|
مهتاب زده | ||
|
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:8 ] [ مینا جون ]
یکی از رفیقام نصابه پرده است…
می خواستم باهاش یه قراری بذاریم هم دیگه رو ببینیم.. .تو تاکسی بودم … که بهش گفتم کجایی … گفت تو یه خونه دارم میل پرده اینا میزنم تا یه ساعت دیگه میام در مغازه…. منم گفت پس تا پردشو بزنی منم خودمو می رسونم….!!! که یهو یه خانومه پشت سریم با کیفش کوبید تو سرم…گفت خاک بر سرتون…اقا نگه دار من پیاده میشم….بعد راننده هم گفت گفت خانوم شما چرا…این بی شعور باید بره گم شه…!!! حالا ما رو میگی…!!! مردم منحرفن به قرآن موضوعات مرتبط: جوک موک [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:5 ] [ مینا جون ]
مراحل درس خوندن :
خوابیدن روی جزوه گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین ... خاک گیری گوشه های موبایل گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش و در آخر هم خسه شدم و رفتم یه چیزی بخورم ![]() موضوعات مرتبط: جوک موک [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:3 ] [ مینا جون ]
گویش دختران در سال 81:
عزیزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم گویش دختران در سال 86: عزیزم، عشقم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم گویش دختران در سال 91: ... عجیجم، عجقم، چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم گویش دختران در سال96: دیبیلم، عولوپولو، بیلی بولو ناتانوتو هلو؟ موضوعات مرتبط: جوک موک [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:2 ] [ مینا جون ]
میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولیی نیست می گذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیشکی مثل اون که پس میزنتت نیست چقدره تنها شی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست چقده سخته بدونی اون که می خواییش نمی مونه که دلش یه جای دیگست و همه وجودش مال اونه چه بده برای اون که جون میدی غریبه باشی بگی میخوام که با تو باشم بگه میخوام که نباشی... موضوعات مرتبط: عاشقانه های من ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 19:39 ] [ مینا جون ]
حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس را از نقشه جهان پاک کردی مبادا غرق شوم در رویایت باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند - زنی با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش - تو را دوست میداشت میبینی عشق همیشه جاودانگی میاورد موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:17 ] [ مینا جون ]
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 1:2 ] [ مینا جون ]
پرسيد:
به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:51 ] [ مینا جون ]
خدایا ؛
کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری . . . موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:13 ] [ مینا جون ]
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی ... چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ "پدرت"را می پرستیدی........
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:32 ] [ مینا جون ]
آنچه نباید وابستگی نشاید، هیچ كس لایق وابستگی نیست جز او و اگر به غیر
او وابسته شدیم مجازاتش جهنم جدائیست چرا كه خود را از برای ما نمی خواهد
كس، ما را همه از برای خود می خواهند. فقط اوست كه ما را برای خودمان می
خواهد با او باید همواره آشتی بود و در قهر و آشتی همواره او را دوست داشت و
در قهرو آشتی از او جدا نشد.
موضوعات مرتبط: بدون شرح [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:2 ] [ مینا جون ]
یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی نبود، با خودش گفت دخترم را نزد امین مردم شهر می برم و بعد عازم سفر خواهم شد. دختر را نزد شیخ برد و ماجرا را برایش توضیح داد و شیخ هم قبول کرد. شب شد و دختر دید شیخ هوس شوم به سرش برده است....
موضوعات مرتبط: بدون شرح ادامه مطلب [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:59 ] [ مینا جون ]
خندم می گیرد از تقلایت ای دنیا که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی. ای دنیای پر از سراب این را بدان: اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی، هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد. اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم. اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم. اصلا هر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش... ولی همیشه این را بدان من، خدا را دارم.
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:50 ] [ مینا جون ]
پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!... آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند غم، صدایت نکند ظلمت شام، سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:22 ] [ مینا جون ]
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ... گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ... عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند . به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * . به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ... به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من ادامه مطلب [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:20 ] [ مینا جون ]
نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم وتو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا تا کی برای چه ولی رفتی وبعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد وبعد از رفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود وبعد از رفتن تو انگار کسی حس کرد که من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد که من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد ومن با انکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز اشفته ی چشمان زیبای توام برگرد...
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:14 ] [ مینا جون ]
مثل شعری عاشقانه ، خواندنت را دوست دارم مهمان قلب من باش، ماندنت را دوست دارم آسمان صاف و ساده ، آبی ات را دوست دارم دور از ابر سیاهی ، نابیت را دوست دارم نیمه ماهی ، کنج شبها ، دیدنت را دوست دارم چون گل خوش رنگ و خوش بو ، چیدنت را دوست دارم من سلام گرم اما ، ساده ات را دوست دارم آن نگاه بر زمین افتاده ات رادوست دارم چشمهای از وفا آکنده ات را دوست دارم گل بخند ، آرام آرام خنده ات را دوست دارم آنهمه بخشندگی ، افتادگی را دوست دارم تا تو هستی در کنارم زندگی را دوست دارم
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:18 ] [ مینا جون ]
هيچ
می دوني اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از كلمه ى "چيز"
استفاده می كرديم روزانه چه جمله هايی می شنيديم؟... زياد به مخت فشار
نيار! خودم مثال می زنم... توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد!
موضوعات مرتبط: جوک موک ادامه مطلب [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:36 ] [ مینا جون ]
در قدیم اکثرا ایرانیها بیماری سفلیس داشتند که عوام به آن کوفت می گفتند در واقع اسم دیگر بیماری سفلیس در ایران کوفت است بيماري سفليس ازگروه بيماريهاي آميزشي و مسري ميباشد. اين بيماري سبب از بين رفتن گسترده بافت بدن ميشود. در رابطه با شناخت و علائمي كه اين بيماري از خود به نمايش ميگذارد بايد گفت : متأسفانه علائم اين بيماري شباهت زيادي به ديگر بيماريها دارد. در اين بيماري علاوه بر دستگاه تناسلي، پوست و دستگاه عصب مركزي نيز درگير هستند و ممكن است سه ماه طول بكشد تا عوارض بيماري ظاهر شود.
موضوعات مرتبط: بدون شرح [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:26 ] [ مینا جون ]
وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید وقتی ابد چشم ترا پیش از ازل میآفرید وقتی زمین ناز ترا در آسمانها میکشید وقتی عطش طعم ترا با اشکهایم میچشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:15 ] [ مینا جون ]
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 20:5 ] [ مینا جون ]
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟! من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست " و من اشتباهی ام" من از اولش هم اشتباهی بودم بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم من فقط اشتباهی بودم چه دفاعی از خودم بکنم؟! من بی دفاعم حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم خدایا تو منو ببخش، من اشتباهی بودم!
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 19:58 ] [ مینا جون ]
برق رفته بود، و بهیاری که برای کمک به زائو آمده بود ناچار شد از
دخترسه ساله ی زائو کمک بگیره. دخترک سه ساله چراغ قوه را نگه داشت و با
چشمهای گرد شده شاهد تولد برادرش بود
بهیار بچه را از دوپا گرفت و زد به پشتش و بچه گریه کرد بهیار از دخترک پرسید راجع به چیزی که دیده چی فکر می کنه بچه گفت: اون از اول هم نباید می رفت اونجا دوباره بزن در کونش!
موضوعات مرتبط: جوک موک [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:30 ] [ مینا جون ]
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:36 ] [ مینا جون ]
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:30 ] [ مینا جون ]
هرجا ميريم و ظلمي ميبينيم ميگن نگران نباش ، خدا جاي حق نشسته خدايا... ميشه از جاي حق بلند شي تا حق جاي خودش بشينه؟؟!!
موضوعات مرتبط: بدون شرح [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 13:57 ] [ مینا جون ]
خــوب ِ مــن ، همین جا درون شعرهایم بمان تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
موضوعات مرتبط: عاشقانه های من [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 3:12 ] [ مینا جون ]
- شما چندتا بچه دارید؟؟ - 2 تا! - ولی تو شناسنامه نوشته 3تا! - اونو میگی؟؟ دکور خونست...فقط یه وقتایی که اینترنت قطع میشه ، یه دستشویی میره و برمیگرده...!!! ![]()
موضوعات مرتبط: جوک موک [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 3:9 ] [ مینا جون ]
دير آمدي موسی ! دوره ي اعجازها گذشته است عصايت را به چارلي چاپلين هديه كن كه كمي بخنديم ... شمس لنگرودی
موضوعات مرتبط: بدون شرح [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 3:6 ] [ مینا جون ]
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم ، نسل خوابیدن با اس ام اس ، نسل درد و دل با غریبه های مجازی ، نسل جمله های کوروش و دکتر ،
موضوعات مرتبط: بدون شرح [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 15:55 ] [ مینا جون ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||